|
ruzi fara khahad resid.ke hakeman majbur khahand shod pasokh dahand mardom ta key bayad rosvayye hakemiyyat ra tavan khahad dad.mardom jahel o batel o . . .o neshan dade khahand shod . ta hakeman ! bozorg o fereshte jelve dahand va khod ra bargozideghan khoda bedanand.va baraye por kardan e shekam va z...ayat e qoran ra baray ma ke az pish dar did in nomayandeghan e khoda hokm e mahkumiyyateman sader shode talavat konand vebaraye tasahob sherkatha v . . .koda ra yari dahand
movaffaq bahid mamuran khoda
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:12  توسط مجید
|
ruzgar e gharibi bud mardomi besyar sabur dasht. har ruz saz e jadidi mizadannd..doran doran demokrasi bud .donya besyar pishraft karde bud.abzarhay hukumat ham besyar pishraft karde bud. ensanha dar barabar e cheshman e ham qorbani mishodand.qanun mesl haman doran e ma qabl e tarikhfaqat vasilei bud baray e mahrum kardan e ensanha az huquqeshan.
zende bad demokrasi!!!
zende bad huquq e bashar be khusus az noee eslsmiyash!!!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:28  توسط مجید
|
در اجتماعات و مدنيت هاي عالي هميشه كشمكشي ميان دين و اجتماع برقرار است دين در ابتدا با جادوگري به انسان خسته و منحرف كمك مي كند و هنگامي كه توانست وحدتي در اخلاق و عقيده ميان ملتها برقرار كند به منتها درجه ترقي خود مي رسد . همين وحدت است كه براي پيدايش دولت و پيشرفت هنر عامل بسيار موثري است پس از آن هنگامي كه دين به دفاع از گذشته خود مي پردازد نزاعي درگير مي شود و دين خودكشي مي كند و از بين مي رود دليل اين امر آن است كه هر چه معلومات و معارف زيادتر مي شود اصطكاك آنها با علوم ديني و الهي كه بسيار به كندي در تغيير است شديدتر مي شود در اين وقت مردم احساس مي كنند كه نظارت رجال دين در مورد علوم و ادبيات همچون بند گراني مانع پيشرفت است در نتيجه جنگي ميان علم و دين درگير مي شود سازمانهايي كه در دست رجال ديني است همچون امور حقوقي و جزايي و فرهنگي و اخلاق و ازدواج و طلاق رفته رفته از نظارت دين سرباز مي زنند و به شكل سازمانهاي دنيايي يا غير ديني در مي آيند تا حدي كه دين پاره ايي از اوقات آن عمليات را غير ديني يا خلاف شرع معرفي مي كند.
روشنفكران رفته رفته اصول دين را پشت سر مي گذارند و كمي پيش از آن قيود و اخلاق را نيز ميگسلند از اين پس فلسفه و ادبيات عنوان ضديت با دين را پيدا مي كند آخر اين جنبش به آنجا مي رسد كه مردم با شدت به پرستش عقل مي پردازند و تمام اصول و عقايد را با چشم شك و ترديد نگاه مي كنند . اين شك فلج كننده سرتاسر وجود مردم را فرا مي گيرد رفتار بشر كه ديگر از اتكاي دين برخوردار نيست دچار هرج و مرج اپيكوري خاصي مي شود حياتي كه مايه تسليتي از ايمان و عقيده را ندارد هم براي فقيران و بيچارگان كه از فقر خود آگاهي دارند و هم براي ثروتمنداني كه ثروت خسته شان كرده است همچون باري سنگين و غير قابل تحمل مي شود . در پايان كار اجتماع فرو مي ريزد و عقيده ديني را با خود ساقط مي كند و هر دو برابر و هماهنگ از دنيا مي روند . ولي چندي نمي گذرد كه اسطوره جديدي در ميان طبقات مظلوم و ستمديده ظاهر مي شود و آرزوي بشر را در غالبي جديد مي ريزد و كوشش بشري با نيروي جديدي به كار مي افتد و پس از قرنها هرج و مرج مجددا مدنيت تازه اي را روي كار مي آورد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:31  توسط مجید
|
حسين
حسينم وئرميشه م دونيايه من آزاده ليك درسين
گتيرديم اللريمده بير قوزو قوربان
اكهم، گوللر اوره كلرده چيچك له نسين
گول آچسين باغچاسيندا، سئوگي گلسين گوللرين درسين
حسينم وئر ميشه م دونيايه من آزاده ليك درسين
واريم آزاده ربيم، هماوزوم آزاده انسانام
اينانديم بيرتك آللهه بويولدا من بير قوربانام
سئوه رسن سويولون باغلا
سئوه رسن اوغلومو اوخلا
گولون ياپراغلارين يول، ليلامي داغلا
وور اود قوي خيمه لر يانسين
قالانلارين قولون باغلا
سوز آچسام من گيلی ليك ده ن
الهي بوديليم يانسين
حسينم وئر ميشه م دونيايه من آزاده ليك درسين
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 19:11  توسط مجید
|
مدتی هست که چیزی ننوشته ام راستش را بخواهید خیلی وقت است که مردد مانده ام ویا به قولی با خودم مشکل پیدا کرده بودم مانده بودم وقتی کسی آنهارا نمی خواند چه لزومی دارد نوشتن ! ولی دلم برا ی نوشتن لک زده است می خواهم برای دلم بنویسم داشتم توی ذهنم جمله ئ ((منم جمیله بوپاشا ذختر آزاده ای از الجزایر)) را مرور میکردم... با خودم می گفتم ببین دنیا تغییرات بسیاری کرده ولی دنیای سیاست هیچ فرقی نکرده سرنوشت قربانیان سیاست این را تایید میکند امروز در عصر فرا صنعتی همه از حقوق بشر میگویند همه از انسان وآزادی اش دفاع میکنند حالا چه فرقی میکند یکی ازنوع اسلامی اش یکی از نوع مسیحی اش یکی ازنوع یهودی اش یکی از نوع لیبرالش یکی ازنوع حقوق بشری اش !!!! و چه فرقی میکند همه آنها یک معنی در دنیای سیاست دارد : ((منافع )) وچقدر زیباست !!! مردم به همه آنچه گفته میشود نیاز دارد !؟! حق آزادی ! حق زیستن ! حق انتخاب ! و... ورسیدن به کمال مطلوب انسانی . ولی چرا سرنوشت همه قربانیان دنیای سیاست شبیه هم هست زندگی در شرایط سخت بی حرمتی شکنجه .... ومرگ انگارمهره های صفحه شطرنج دنیای سیاست را از نیازهای انسانها ساخته اند بازی ادامه دارد بازیگران دنیای سیاست با نیازهای مردم بازی میکنند مردم دنبال تکه نانی برای ادامه حیات خود وفرزندانشان هستند مردم جایی برای درامان بودن هستند جایی برای آرامش جایی برای استراحت مردم جایی میخواهند برای گب زدن جایی یرای بازی بچه هایشان و....
و بازیگران دنیای سیاست ... دروغ ... و...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 1:42  توسط مجید
|
ey ke az kucheye mashuqeye ma migozari bar hazar bash ke sar mishekanad divarash
majid arkin
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 20:58  توسط مجید
|
منتظر ادامه مطالب باشید با تقدیم قطعه شعرو آرزوی توفیق تنهاترين سردار منم تنهاترين سردار سكوتم پر ز اسرار است چه ميداني چه غوغائي است؟ چه طوفاني به دل دارم؟ پر از شورم پر از شوقم پر از عشق و تمنايم پر از طغيان بر ظلمم غريو شادي عشقم خروش سهمگين فرياد عليه هر چه بيدادست منم تنهاترين سردار پر از شورم پر از ...
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 14:7  توسط مجید
|
فرا رسیدن نیمه شعبان میلاد فرخنده حضرت مهدی (عج ) پرچمدار مبارزه علیه ظلم وستم ویگانه عدالت گستر الهی بر عموم شیعیانش مبارکباد
با آرزوی ظهور و عزت وسربلندی دوستاران ومنتظران حضرتش
شاید این جمعه بیاید شاید گره از چهره گشاید شاید . . .
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 0:47  توسط مجید
|
هر جه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی
که بداند غم دلتنگی و تنهایی ما
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 1:13  توسط مجید
|
|
|