|
مدتی هست که چیزی ننوشته ام راستش را بخواهید خیلی وقت است که مردد مانده ام ویا به قولی با خودم مشکل پیدا کرده بودم مانده بودم وقتی کسی آنهارا نمی خواند چه لزومی دارد نوشتن ! ولی دلم برا ی نوشتن لک زده است می خواهم برای دلم بنویسم داشتم توی ذهنم جمله ئ ((منم جمیله بوپاشا ذختر آزاده ای از الجزایر)) را مرور میکردم... با خودم می گفتم ببین دنیا تغییرات بسیاری کرده ولی دنیای سیاست هیچ فرقی نکرده سرنوشت قربانیان سیاست این را تایید میکند امروز در عصر فرا صنعتی همه از حقوق بشر میگویند همه از انسان وآزادی اش دفاع میکنند حالا چه فرقی میکند یکی ازنوع اسلامی اش یکی از نوع مسیحی اش یکی ازنوع یهودی اش یکی از نوع لیبرالش یکی ازنوع حقوق بشری اش !!!! و چه فرقی میکند همه آنها یک معنی در دنیای سیاست دارد : ((منافع )) وچقدر زیباست !!! مردم به همه آنچه گفته میشود نیاز دارد !؟! حق آزادی ! حق زیستن ! حق انتخاب ! و... ورسیدن به کمال مطلوب انسانی . ولی چرا سرنوشت همه قربانیان دنیای سیاست شبیه هم هست زندگی در شرایط سخت بی حرمتی شکنجه .... ومرگ انگارمهره های صفحه شطرنج دنیای سیاست را از نیازهای انسانها ساخته اند بازی ادامه دارد بازیگران دنیای سیاست با نیازهای مردم بازی میکنند مردم دنبال تکه نانی برای ادامه حیات خود وفرزندانشان هستند مردم جایی برای درامان بودن هستند جایی برای آرامش جایی برای استراحت مردم جایی میخواهند برای گب زدن جایی یرای بازی بچه هایشان و....
و بازیگران دنیای سیاست ... دروغ ... و...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 1:42  توسط مجید
|
|
|