|
در اجتماعات و مدنيت هاي عالي هميشه كشمكشي ميان دين و اجتماع برقرار است دين در ابتدا با جادوگري به انسان خسته و منحرف كمك مي كند و هنگامي كه توانست وحدتي در اخلاق و عقيده ميان ملتها برقرار كند به منتها درجه ترقي خود مي رسد . همين وحدت است كه براي پيدايش دولت و پيشرفت هنر عامل بسيار موثري است پس از آن هنگامي كه دين به دفاع از گذشته خود مي پردازد نزاعي درگير مي شود و دين خودكشي مي كند و از بين مي رود دليل اين امر آن است كه هر چه معلومات و معارف زيادتر مي شود اصطكاك آنها با علوم ديني و الهي كه بسيار به كندي در تغيير است شديدتر مي شود در اين وقت مردم احساس مي كنند كه نظارت رجال دين در مورد علوم و ادبيات همچون بند گراني مانع پيشرفت است در نتيجه جنگي ميان علم و دين درگير مي شود سازمانهايي كه در دست رجال ديني است همچون امور حقوقي و جزايي و فرهنگي و اخلاق و ازدواج و طلاق رفته رفته از نظارت دين سرباز مي زنند و به شكل سازمانهاي دنيايي يا غير ديني در مي آيند تا حدي كه دين پاره ايي از اوقات آن عمليات را غير ديني يا خلاف شرع معرفي مي كند.
روشنفكران رفته رفته اصول دين را پشت سر مي گذارند و كمي پيش از آن قيود و اخلاق را نيز ميگسلند از اين پس فلسفه و ادبيات عنوان ضديت با دين را پيدا مي كند آخر اين جنبش به آنجا مي رسد كه مردم با شدت به پرستش عقل مي پردازند و تمام اصول و عقايد را با چشم شك و ترديد نگاه مي كنند . اين شك فلج كننده سرتاسر وجود مردم را فرا مي گيرد رفتار بشر كه ديگر از اتكاي دين برخوردار نيست دچار هرج و مرج اپيكوري خاصي مي شود حياتي كه مايه تسليتي از ايمان و عقيده را ندارد هم براي فقيران و بيچارگان كه از فقر خود آگاهي دارند و هم براي ثروتمنداني كه ثروت خسته شان كرده است همچون باري سنگين و غير قابل تحمل مي شود . در پايان كار اجتماع فرو مي ريزد و عقيده ديني را با خود ساقط مي كند و هر دو برابر و هماهنگ از دنيا مي روند . ولي چندي نمي گذرد كه اسطوره جديدي در ميان طبقات مظلوم و ستمديده ظاهر مي شود و آرزوي بشر را در غالبي جديد مي ريزد و كوشش بشري با نيروي جديدي به كار مي افتد و پس از قرنها هرج و مرج مجددا مدنيت تازه اي را روي كار مي آورد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:31  توسط مجید
|
|
|